من و هزار توهای ذهنم

خرید بک لینک
-نگاه ما چه ظالمانه
جای کلمات را گرفته اند…

سکوت چه قدر جای صدا را ؛

هنوز نگفته ام
دوستت دارم . . .


برچسبها: منوچهر آتشی
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:32 توسط میم.ر |
من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 2:12

اینجا که منم
قیمت دل
هر دو جهان است

آنجا که تویی
در چه حساب است
دل ما؟

من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

نان از سفره و کلمه از کتاب، چراغ از خانه و شکوفه از انار، آب از پياله و پروانه از پسين، ترانه از کودک و تبسم از لبانمان گرفتهايد، با روياهامان چه میکنيد! ما رويا میبينيم و شما دروغ میگوييد ... دروغ میگوييد که اين کوچه، بُنبست و آن کبوترِ پَربسته، بیآسمان و صبوریِ ستاره بیسرانجام است. ما گهو من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

ساقی بیار باده که ماه صیام رفتدرده قدح که موسم ناموس و نام رفتوقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیمعمری که بی حضور صراحی و جام رفتمستم کن آن چنان که ندانم ز بیخودیدر عرصه خیال که آمد کدام رفتبر بوی آن که جرعه جامت به ما رسددر مصطبه دعای تو من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفتپياده آمده بودم، پياده خواهم رفتطلسم غربتم امشب شكسته خواهدشدو سفرهای كه تهی بود، بسته خواهدشدو در حوالی شبهای عيد، همسايه!صدای گريه نخواهی شنيد، همسايه!همان غريبه كه قلك نداشت، خواهد رفتو كودكی كه عروسك نداشت، خواهد رفت uf071 منم تمام افق را به رنج من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

من خسته امخسته از آينه، از آدمی، از آسمان!مگر تحمل يک پرنده ی کوچک خانه زاديک پرنده ی جامانده از فوج باران خورده ی بی بازگشتتا کجای اين آسمان تمام روياهاست؟من بريده امبريده مثل باران تنبل عصر آخرين جمعه ی خردادبريده مثل شير ماسيده بر پستان آهوی مضطرببريده مثل باد، باد خسته ی به بن بست نشسته ی دی م من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

در من همیشه تو بیداریای که نشسته ای به تکاپوی خفتن من!در من همیشه تو می خوانی هر ناسروده را ای چشم های گیاهان مانده در تن خاک !کجای ریزش باران شرق را خواهید دید؟اینک میان قطره های خون شهیدم فوج پرندگان سپید با خویش می برند غمنامه ی شگفت اسارت را تا برج خون ملتهب بابک خرم آن برج بی دفاع ...... من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

نه تو می مانی،نه اندوهو نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشتغصه هم خواهد رفتآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماندلحظه ها عریانندبه تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگزتو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ستتو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندیدو اگر بغض من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

حکایتِ بارانِ بی امان است
این گونه که من
دوستت میدارم ...

شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزابها
به بیراهه و راهها تاختن
بیتاب ٬ بیقرار
دریایی جستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بیقرار است
این گونه که من دوستت میدارم ...

من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

ز پشت اين پردهخيابانجور ديگري استدرهاپنجره هادرخت هاديوارهاو حتي قمري تنبل شهريهمه مي دانندمن سالهاست چشم به راه کسيسرم به کار کلمات خودم گرم استتو را به اسم آبتو را به روح روشن دريابه ديدنم بيامقابلم بنشينبگذار آفتاب از کنار چشمهاي کهنسال منبگذردمن به يک نفر من و هزار توهای ذهنم...

ما را در سایت من و هزار توهای ذهنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی